یکی از شاعران بروجن حاج احمد میرزائیان بروجنی که از فرهنگیان محبوب این شهر است ، کتابی با نام ” بیا بشنو اَقِدیما ” به چاپ رسانیده است . در این کتاب شعری خواندم با نام ” نوروز بروجن ” . این شعر که با همان لهجه بروجنی سروده شده است حال و هوای قبل ، بعد و لحظه تحویل سال را شرح می دهد که بسیار جذاب و خواندنی است . دعوت می کنم برای خواندن شعر ، به ادامه مطلب توجه فرمائید . در ضمن معانی لغات ناآشنا در آخر مطلب موجود است .

 

بیا تا بِگم بَراد از کاری کُ عَیدا می شد

تُو خُونا چه شور و غوغایی یُهُو(۱) پیدا می شد

یه سالی دراز ، زحمت می کشیدند همه

کُ بِرَن دیدَنِ دای و خاله و خوار و عَمه

چه خُبِس عَیدا خدا داد ، کُ(۲) اون قومِ خویشا

بیشینَن دِیرِ(۳) هم و حرف بزنن از اون پیشا(۴)

ننِه از بافتنِ هر خِرسِک(۵) و قالی یُ روُ(۶) وِه

می خرید از برامون پیلِکی یُ(۷) حلوا چوُ(۸)وه

همچی کُ پیدا می شد تُو خونِمون تَندِه(۹) شوره

ذِق کنون دس می زدیم اینکُ دیگه وعض(۱۰) جُوره

ننه مون توُ دیری(۱۱) از گندم و جی سبزه می کاشت

با دعا و صلوات و نِفَس گرمی کُ داشت

بو می داد از برامون گندم و یِختهِ(۱۲)نُخوچی

تو کَلِک(۱۳) پِلِی(۱۴) می پُخت و کنارُش کله پاچی

همچی کُ کُماجدونا(۱۵) با دس ننه لاخُل(۱۶) می کرد

بوی اون تو نیمدونی زانیاما چه شل می کرد

ننه با عِخش(۱۷) و صفا و اون همه مِیرِبونی(۱۸)

مشغول شُستن و روفتن بید(۱۹) و خونه تِکونی

بسکی کُ مثلی نِمک دل سفید و شور بیدیم

از آقا می ترسیدیم و با ننه جور بیدیم

یه پیرن بابا میسِد(۲۰) از برامون با یه تومن

رَختی نی می کردیم و شوت می زدیم خنده کنون

میوه ی عَیدِ همه انجیر و تیت(۲۱) خُشکیده بید

با یکی میوه ی نارنج کُ آبُش مکیده بید

ننه می گفت کُ بیا بِچه بره خونه عامو(۲۲)

سِلام آززاد(۲۳) بکن و بیسون(۲۴)، یه کاسه سَمَنو

سمنون میسیدم و اَنگشت زنون هی می مَدَم

خونه کٌ می رسیدم کاسه را نصفه می دیدم

ننه هَفسینا می چید از سیب و سیر و سمنو

با سُماق و سنجت و سرکه و سبزی رو زِلو(۲۵)

بَغَلُش چراغی روشن بید و قرآن مجید

برکت و روشنی یِ سال نیا(۲۶) میداد نوُ وید

نِیزیکِ تحویلِ سال هر که به جاش کاری می کرد

بابا ، با سوره قرآن همه را یاری می کرد

ننه اسفندا و کُندُر تو هوا دید(۲۷) می کرد

کاراشا با تعجیلی هی می دیدم زید(۲۸) می کرد

خلاصه با این همه سال اومد و تحویل شد

نیم دونَم رو مرغ و ماهی یا رو بُز یا فیل شد

وَخسادَم(۲۹) ماچ کنم دَس باباما از احترام

عَید مبارِکی بگم همه به نَنِم هم به بابام

بابا و نَنِم به من عَیدی دادن یِه یِریالی

مثلی ذُرِت رو آتیش پوکی زدم اَخوشحالی

مُخلِصِ همِیدونَم هم می دونین هم می دونم

شِیرِ(۳۰)این رسم و رسوما تا هَمِش مَ می خونم

کُ بیا با هم دیگه یه رنگ و با وفا باشیم

کنارِ هم بشینیم و همه با صفا باشیم

بیا تا تو تنگی و سختی غمِ هم بخوریم

مثل زنجیر باشیم و دیگه از هم نبُریم

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::

حاج احمد میرزائیان . ۱۳۷۴

 

معانی لغات ناآشنا :

۱٫ یک مرتبه

۲٫ که

۳٫ دور

۴٫ قبلا-گذشته

۵٫ نوعی قالی با کُلک های بلند

۶٫ رویه ی گیوه

۷٫ پولکی

۸٫ نوعی شیرینی

۹٫ هسته زردآلو

۱۰٫ وضع

۱۱٫ بشقاب-ظرف

۱۲٫ مقداری-کمی

۱۳٫ نوعی اجاق سنگی

۱۴٫ پُلو

۱۵٫ نوعی قابلمه مسی

۱۶٫ خاکستر

۱۷٫ عشق

۱۸٫ مهربانی

۱۹٫ بود

۲۰٫ می گرفت-می خرید

۲۱٫ توت

۲۲٫ عمو

۲۳٫ محکم-بلند

۲۴٫ بگیر

۲۵٫ نوعی گلیم

۲۶٫ نو را

۲۷٫ دود

۲۸٫ زود-سریع

۲۹٫ بلند شدم-برخواستم

۳۰٫ شعر